شور مستی
-
تاریخ: 1397/6/4 ساعت: 2:18
حال و احوال دم عصر خراب است بیابوسه از لب ستاندن ثواب است بیاگر تو عاشق شده ای عشق من آخر بیاقدمی گر بنهی بر دیده گان است بیاشور مستی زده بر سر تو را میخواهمگر مرا دوست نداری فقط امشب بیا
کاش عشقی
-
تاریخ: 1397/6/4 ساعت: 2:18
کاش عشقی در جهان هرگز نبودتاکه وامق و عذرا و یا لیلی بی مجنون نبودکاش می بستند در این عشق راتاکه فرهادی سر در گم نبودکاش عاشقی مرهمی از قبل داشتنه نوش دارو بعد مرگ سهراب بودمن چه سازم با این درد عشقتا ابد ای کاش پا پیچم نبود
تو می دانی
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 19:39
تو میدانی که آسمان هم بستر غم هاستنشسته شبنمی از درد بر رخ همچو گلی زیباتو میدانی که گل ها شب تا صبح اشک میریزندزدرد بی کسی شاید که فردا پرپرش کردندتو میدانی نسیمی نیست مهری نیست بر شاخه گلی تنهافقط آن زوزه ی باد هست که میچرخاندش بی رحم به هر سویش + نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 22:30 ...
سلامی گرم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 9:24
طلوع صبح را باید سلام کردبه خورشید جهان افروز باید سلام کردبه مهر و مهربانی نیز سلام کردبه مردی از دیار غرب نیز باید سلام کردبه تو ای آزاده ی ایران زمین باید سلام کردسلامی گرم از عمق وجود باید کردبه راستی بر تو ای شیر دل غیورسلام و صد سلام باید کرد + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 4:55...
غم ببارم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 9:24
دل آشفته ملول و رنجورماز این دنیا سخت دلگیرمبه هر سو مینگرم بد میارماز اول من ز دنیا دور بودمنشاید لحظه ای خنده بر لب نشانمغمین هر سو بنگرم غم بینمخدا یا تا به کی این همه باید بد بیارمبگردون چرخ گردون سوی خوشبختی برایمکه گر گردون نگردد باز بد بیارم + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1...
خیال آشفته
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:48
خیالم آشفته هست برای فردایمغمی مخوف پنهان هست در سینه امکه نتوان به کسی گفت و آورد بر زبانممن آن رمیده ام که زدنیا و خلق بریده امبه چشم پر حسرت دیگران من شادترینمچه سود که کسی نمیداند غم نها نینم + نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 17:26 توسط نازیلا |
رفت
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
دلم از رمق رفتوقتی از دلم عشق رفتدلم از صفا و عشق رفتوقتی خورشیددر شفق رفتچه بگویم که کجا رفت چرا رفتوقتی خورشید از افق زفتخنده از لبم رفتوقتی رفیق شفیق رفت + نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 6:41 توسط نازیلا |
پتک
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
دل من به وسعت دریاستانگاری دریا یی این دل خسته امموج سرکش دردلممیزند سر بر سخره ها ی سینه اممیکوبد چو پتک برپیکرممی لرزاندسرا پای تنمزبر موج هایش خرد میگردد پیکرمهر نفس بر می آید زامواج تنمغوطه ور در عمق دریای خودمکاش میشد لحظه ای ارامشم + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:52 توسط نازیلا...
راز
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
همره باد سحر مژده امد بگوشبرخیز و باده بنوش نوش در نوشهمچو مرغان سحر نغمه سرا باشتا که پیمانه دگر پر شود باز نوشهمره باد صبا دست به دعا باشتا ز اخلاص کنی بندگیشهمچو من مرغ سبک بال باشتا توانی بپری بر درگه اشسر بزاری بر درگه اش به نیایشتا بدانی که چیست راز آفرینش + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم ت...
تشنه لبی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
من و این تنهایی و بی خبریشده آتش به تنم دم نزنیزسرا پای وجودم همه شورو اشتباقتو جدا مانده زما و بی خبر ازحال منینتوان آمد بسویت که سراپا بهارینتوان دل زتو کندن که تو شورو نواییتو در ابن گلشن عشق تک گل مهر و وفاییمن به زیبایی تو مست و مبهوت تماشاییگر نسیمی بوزد غطر تن تو آید به مشامیمن چو پروانه به د...
رنگ خوشبختی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
رنگ خوشبختی دگر کمرنگ شدوقتی که جای محبت خدعه و نیرنگ شددشت سرتاسر پراز گل های رنگارنگ شدشهد هر گل بهر زنبور چون شرنگ شدچون خزان از شاخه جدا هر برگ شد + نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:48 توسط نازیلا |
فناست
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
دلم زبی کسی خود به درد آمده استزغربت و تنهایی خود به تنگ آمده استدر این خانه که نه حدیث و سخنیستنه محفل گاه و نه رفت و آمدنیستچگونه دل خوش کنم به عمری که فناستنه همدم و نه می و نه میخانه ایست + نوشته شده در جمعه ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:1 توسط نازیلا |
سلام
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
سلام بر روز بر آفتاب بر خورشیدسلام بر خنده ی گل در کنار بلبلسلام بر جویباران با نوای شرشرآنسلام بر دشت بر کوه ای استوارسلام بر تو سلام برمن سلام برماسلامی گرم و پر از عشق خدایی + نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:33 توسط نازیلا |
هرز گاهی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
هرز گاهی بهم سر زنکه از یادت نرم هرگزاگر چه دشوار باشدولیکن رسم آشنائیهاستدوستی را با محبت میتوانصاحب قدم کرد و نبرد از یادبیا تا از صاحبدلان باشیمهرگز نبریم از یاد یکدیگر را + نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:49 توسط نازیلا |
ضامن آهو
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
من در دشت بلا آهوی فراریمدر دام فتاده و در وحشت و تنهاییماز بهر نجات ناله و فریاد میکنممادر هراسان از بهر نجاتمهرسو دوان و دل نگرانمتا آمد بسویش رضای مهربانممادر خیزان و نالان بسویمکرد گریه به آقا از بهر نجانمآن مهربان و عزیزبا کرامتشد ضامن آهو و داد نجاتم + نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1...
ای خدا
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:45
ای خدا حالم خوب نیست حالی به بدهاشک در چشمانم جاریست لبخندی بدهکار ما چون آب شد از سر گذشتسرنوشتی تو از این بهتر بدهروز و شب در حسرت و تنهاییمگر مقبولیست دیداری بده + نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 6:43 توسط نازیلا |
غم دنیا نخورم
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 0:23
دوست دارم که شبی نیمه شبی بال گشایماوج پرواز بگیرم پی جانان برومبال و پر گیرم و ره مستان بروم بروم تا به عرش اعلا برسمفارغ از دنیا و کار دنیا بشوماینقدر اوج بگیرم که جهان تار ببینمسر خوش از اوج گرفتن شتابان برومحاصلم چیست از این زندگی پر تلاطمخاطر خوش بروم غم دنیا نخورم [ سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳...
قدر مطلق
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 0:23
هست یادت ای گل زیبای مندر شب احیا نمودی یاد مندل سپردم من به تودل دادی تو به منچون سرگذاشتم قرآنعرشیانت آمدند بر خاک مناشب و شبهای قدر دیگرشمیشود روشن زمینای که تو قدر مطلقیقران نازل کرده ای بهر من [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 21:4 ] [ نازیلا ] [ ]
نمیروید علف
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 12:52
چشمه ای دیدم که جوشان میشوداز دل خاک او جاری میشودباغ و بوستان را شاداب میکندگل های تشنه را سیراب میکندباعث رویاندن سبزه میشودبهر ماهی او خانه میشودباعث آبادی خاک میشودآنچه او میشود این میشودگر بخشکد ، جاری نشودباغ و دشت را حیران میکندگل تازه روییده چو پژمرده شودشاپرک ها بی خانه شوندرقص باد بر گل ها
رفع مشکل
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:37
سر خوش از آنم که خوشحالی کنونبرلبت خنده و شامانی کنونریختی غم هرچه بود تو از دروندور کردی از خودت خشم زبونمیدانستم که همت میکنی و فکر بکرشاد و خوشحالم مثال تو کنونسرفرازم کرده ای دوست نازرفع مشکل کرده ای جانم به قربان