خوشبختی
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 19:58
بیا تا لحظه ای باهم بمانیمبرای هم غزل ها یی سراییمبیا تا از بهار زندگانیبچینم گل زباغ مهربانیزنیم لبخند زیبا بر گل یاسیه آغوش از گل ریحان بچینیم به زیر پای غم ها را گذاریمبه سوی خوشبختی ره سپاریم
لحظه ها
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 19:58
بیا درلحظه های هم بمانیمبرای دل خود شعری بخوانیمبخوانیم از بهار از زندگانی بچینیم گل های شادمانیزنیم لبخ
راهی نیست
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 19:58
من که شمع سوخته ام خاکستر ندارمزندگی را باخته ام راهی ندارممن پشیمانم که دنیا آمدمبس که بد دیدم زخود شرمنده اممن جهانم تیره و تار و خودم سر گشته امراهی نیست کز این جهان در گذرم
هیمه
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 19:58
هیمه ها را زدم آتشکه ببینم در این شبچه رقصی میکندشعله ی سرکشسر کشیده تا فلکچه مهربان است نوازششبرتن سردم گرمی آتشومن خیره به دودشکه رود بالای شعله و نورشبا خود اندیشیدم و گفتمدود بی مقدار آن بالا چکارشعله خندید و گفتدود راهبانی میکندبر کاروان کم کرده راه [ جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 4:20 ] [ نازیلا...
بیا
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 19:58
بیا تا بهار را با تو قرار بگذاریمبیاکه گل های باغچه را دوباره برویانیمبیا تا نسیم را با نفس های تو خوشبو کنیمگل های باغچه را دوباره آبیاری کنیمبیا که چهچه بلبلان بیقرار رابا قرار خودمان شادمان کنیمبیا که گرمی خورشید رادر آغوش تو لمس کنیمبیا که روزمان را از اولبا سلام گرم تو آغاز کنیمبیا که دیده به د...
تو گفتی بهار آید
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 4:02
تو گفتی گر بهار آیدهزاران گل ببار آردبهار آمد گل حسرت ببار آمدبهار من چرا رنگ خزانی چرا آسمانت
چون زلف تو در حال پریشانی
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 4:02
چون زلف توام جانا در حال پریشانیچون قطره اشکی از ان دیده بارانیشب رابه سحرگریم چون ابر بهارانیدرخلوت خود ماندم تنها پی سامانیچون بادخزان آمد درشهردل اشوبمای منظومه عشق من تو کعبه جانانیمغرور و خیال انگیز ای کعبه امالممن شمعم وتو جانا پروانه نالانیپروانه به دورشمع گردیده همی گویدای دیده گریانی در هال
آه سردم
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 4:02
من آن آه سردم دلی پر درد دارممثال خزانم سرد و خاموشم
پر قو
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 4:02
بیا تا لحظه ای باهم بمانیمبرای هم غزل ها یی را سراییمبیا تا از بهار زندگانیبچینم گل زباغ مهربانیزنیم لبخند زیبا بر گل یاسیه اغوش پر از گل از برامون به زیر پای تو فرش از حریریبه رو بالش پرقو بخوابیم
من آمده ام
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
من آمده ام که در بهار باشم در فکر تو و نگار باشم
غرور
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
دلم شکسته و چینی بند میخواهداشکم چکیده و ناز میخواهدغرورم چرا هر لحظه خرد کنیدل من غرور بیکران میخواهدزلطف تو و عشق مادلم حدیث من و تو ما میخواهداگر شود که روزی عمر بسر آید دوباره دلم تو را می خواهد [ سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 19:55 ] [ نازیلا ] [ ]
رهایم کن
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
رهایم کن رهایم کنمرااز درد و رنج رهایم کنمرا بی میل خود دنیا آوردنبه آغوش غم و دنیا سپردنتو هم ای عشق رهایم کنرهایم کن رهایم کنمرا زاده اند از رنج و از دردنگیرند ز این پس نشانی از منبه چشم دل عزیز خارم مکنرهایم کن ای غم رهایم کنرهایم کن ای غم رهایم کن [ چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 15:32 ] [ نازیلا ]...
هر طرفی
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
کاش می شد به دلم سر بزنی به دل اسیر در گنج قفس سر بزنی
سه گل کاشته ام
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
من در این باغچه ی عشق سه گل کاشته امهر کدام یک به یک زیباتر باغ و بستان به وجودشان چه زیبا به وجد می آید نسپارم آنان را به نسیمی خم شود قامت رعناشان به هر بادی آنچنان سخت و مقاوم باشند که طوفان حوادث را در هم نبردند این گلشن عشق باید در باغچه ی وجود هستی آنقدر برویاند گل تا باغ شود باغی خرم
من دعایت میکنم
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
آرزویم اوج پرواز تو هست اوج پرواز به نامی بودنتا رسد حق به حقداری صبر میخواهد و مرد دلاور باتلاشش برساند به اوج سهم خود را از این گیتی دون ناامیدی نکند پیشه که زند تیشه به ریشه صبر می باید و همت تا که پیروز شود در ره سخت من دعایت میکنم آن هم دعا از سوز دل بارالهی ها تو نشو دور ز آن ها
نمی خواهی
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
نمی خواهی ای دوست رهایت کنم از این خسته دل من جدایت کنم نمی خواهی باز من صدایت کنم
جان شیرین
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
بوسه میخواهم من از لب های تو لب های چون شکر بار تووقت خواب است مرا دلدار بنام
در و قت سحر
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
در وقت سحر دل طلب یار کند بی یار کجا دل طلب جام کند
می چرخی و می سوزی
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:26
چون زلف توام مادام در حال پریشانی چند قطره ی اشکی از دیده ی بارانی