به گمانم
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:37
به گمانم که شبی بار سفر بر بندمدل از این معرکه بر کنده به افلاک برسمدل غافل برهانم بر جانان برومبروم سوی ملائک که خدا دریابمقبل رفتن به گمانم بایدصد آب شویم تن غرق گناهمتوشه ی ره ندارم خدایا چه کنممددی کن که این ره نرود از دستم [ دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 20:48 ] [ نازیلا ] [ ]
لحظه ی
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 15:38
لحظه ی دیدار معبود می رسدلحظه ی عشق در آغوش می رسدلحظه ی چون شمع سوختن می رسدلحظه ی غرق دعا گفتن می رسدلحظه ای که با هر ثنایی می رسدناله ها و ضجه ها بر افلاک می رسدلحظه لحظه این دعایم به درگاه خدایم می رسدچه زیباست این لحظه ها که به یارم می رسد
خوراک کوسه ها
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 15:38
برآب های پر تلاطم دریابر زورق شکسته منمبی ناخدا ببین که کجاحیران و سر گردان منمlدر طوفان شب تاریک این دریابر زورق حوادث نشسته امنه فریادی و نه فریاد رسیببین چگونه دستخوش حوادثماز دور کور سو نوری نمیبینمکه دل خوش نجات زاو باشمموج ها بزن چه رگبار تازیانه بر تنمکین زخمها زدنیا بسی دیده اممارا چو نباشد ...
غبار
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 15:38
رو دلم غباری از ابر نشستهاز اون ابرایی که هرگز نمیبارهنمیباره و نمیخواد ببارهچون درد و غمم را نمیخواد بشویهطوفان غمش گرد وجودم گرفتهاما خبری از باران ندارهاین غم گرد خودش سخت پیچوندههم دست و پایم به یکجا ببستهانگار ندارم توانی بر آرم نالهچون نای در گلویم خفه ماندهدستی برسون از غیب الهیهم فریاد و فری...
چشم تر
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 7:06
شب را به یاد عشقت سحرکردم از رنج فراقت دو چشم تر کردمبر رقص اختران به دور ماه
دست نگاری
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 7:06
یک دم تو بشو ساغر میخانه تو هم بخوری می چند از این پیمانهیک دم بنشین و سر به سجده نه
یا علی
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 7:06
مراآتش زدی با آن همه غم دعایت میکنم تا رفع شود غمغم تو غم ما هم می باشد
ستارالعیوب
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 7:06
خدایا نمانده صبر و قراری مگه دل زما تو بریدیخدایا همه دارو ندارم تویی
یاررا از ما نگیرن
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 7:06
جهان را گر بگیرن یار را از ما نگیرن که جان ما به جان یار بسته استهمان آهوی مشکین خرامان
ناله
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 7:06
ترک جان گفتم گذاشتم پا در دنیای خیال گاه پریشان خاطرم گاه آشفته حالچون جرس با ناله سر در گریبانم
آشیان
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
تو گفتی اگر با هم بمانیم دوباره آشیان از نو بسازیمبسازیم آشیانی بس زیبا
نکوهش
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
مرا نکوهش مکن که از تو دلگیرم ببین با من چه کرده ای کهسخت دلگیرمزدی تو سنگ جفا بر دل ریشم
ای کاروان
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
ای ماه من زیبای من آخر کجا تو میروی در حسرت دیدار خود ما را چرا زجر میدهیاز کوی ما تو میروی با این و آن سر میبری
فریاد
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
در غروبی سخت و غمگین یکه و تنها نشستمدر ایوان با قفس های قناری
آخر چرا
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
دل بریدی زمن و رفتی دگر بار چرا فکر نکردی که بعد تو خواب نیست مرادل سپردن دل بریدن آخر چرا
ستاره ی بختم
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:44
مرا نکوهش مکن که از تو دلگیرم ببین با من چه کرده ای که فحش می گویمزدی تو سنگ جفا بر دل ریشم
سحر آمد
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:44
سلامت میکنم ای گل جوابم را ندادی دلم آشوب دارد که دیگر تو نیاییکجایی تو که حالم خوب نیست نمیدانی
من گواهم
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 3:12
رفتی تا به سحر چشم براهت باشم مجنون تویی ولی من بیقرارت باشمگفتی که به موقع از سفر می آیم
صبوری کن
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 4:18
بگفتی صبوری کن صبوری پیشه کردمبگفتی فکر من باش به تو اندیشه کردمنمیدانستم اگز صبور باشمبه دست خود زنم تیشه به ریشم(ریشم :ریشه ام)عجب حالی دارم گیج و ماتمزبس افکار تو در سر دارمنمیدانی و نمیخواهی بدانیکه غیر تو در این عالم ندارم
آمد بهار
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 4:18
آمد بهار دوباره و گل به گلستان هر روز مان عید است در این بوستانهر روز منتظرم که بچینی با دو دستاناز ب